هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦

ذهن است و براى مضاف و اضافه در خارج نه مصداقى هست و نه منشأ انتزاعى.

خلاصه وجود جز يك مفهوم اعتبارى و ذهنى كه عارض بر ماهيتى از ماهيات مى‌گردد و هيچ نوع تحقّقى براى آن در خارج اعمّ از داشتن مصداق و يا منشأ انتزاع نيست، بلكه صرف تعمل و تحليل و اعتبار عقل چيزى بيش نيست. اين همان نظريه حصص است كه حكيم سبزوارى در توضيح آن مى‌فرمايد:

«ليس للوجود أفراد حقيقي تخالفه بالذات أو بالمراتب الكمالية و النقيصة سوى الحصص التي هي مفهوم الوجود المطلق المتفاوت عندهم بمجرّد عارض و الإضافة إلى مهية مهية، فالوجود عندهم اعتباري و الحصص الذهنية كبياض هذا الثلج و ذاك و ذاك في الخارج‌ [١] حيث إنّها متماثلة متفقة في اللوازم». [٢]

٢- بنابر اين‌كه وجود يك مفهوم اعتبارى نيست و اتصاف شيئ در خارج با آن، نيازى به تعمل عقلى ندارد، بلكه مفهوم كون و هستى بدون تعمل ذهنى از خارج به دست مى‌آيد و وارد ذهن ما مى‌گردد، آيا براى آن، مصداق بالذات هست و عينيت خارجيه مصداق واقعى آن است (اصالت وجود) و يا اين‌كه آنچه در خارج است، مصداق حقيقى و واقعى ماهيت است و وجود به نحوى از انحاء از آن انتزاع مى‌گردد، مانند امكان و شيئيت كه از شيئى ممكن انتزاع مى‌شود و در


[١] . لفظ «في الخارج» طرف «الثلج» نه حصص، زيرا حصص بنابر اين نظر در خارج وجود و تحقّق ندارد.

[٢] . شرح منظومه، ص ٢٠ و ٢١.