هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٤
وجودات محقّق است، زيرا جاى گفتگو نيست كه برخى از موجودات علّت و محقّق برخى ديگر است، هرگاه تمام وجودات داراى حقيقت واحدى باشد. در اينصورت جهت ندارد يكى علّت و ديگرى معلول و يكى مقوّم و ديگرى متقوم باشد، بنابر اين نظر، واقعيت براساس «كثرة الوجود و الموجود» استوار است.
پاسخ اين استدلال روشن است، زيرا مصحح و ملاك عليّت وجودى بر موجود ديگر منحصر به تباين دو حقيقت نيست زيرا اختلاف از نظر رتبه و تفاوت از نظر كمال و نقص نيز مىتواند ملاك عليت و مصحح مقوم و متقوم بوده باشد.
٢- نظريه فهلويين
منقول از حكماى فهلوى و قول معروف پس از صدر المتألهين اين است كه حقيقت وجود در تمام مراحل حقيقت واحده است و در عين حال داراى مراتب است و هرمرتبهاى با مرتبه ديگر در عين بساطت از جهت نقص و كمال متفاوت مىباشند.
توضيح اينكه همانطور كه نور داراى مراتب متفاوت است، ولى اختلاف نور ضعيف و شديد، هرگز اختلافى نوعى نيست و نور قوى و ضعيف دو نوع شمرده نمىشوند، هردو در عين اينكه از نظر حقيقت واحد و يگانهاند و همگى تحت عنوان ظاهر بالذات و مظهر للغير قرار دارند. ولى از نظر قوت و ضعف باهم اختلاف دارند، آن هم به اين معنى كه قوّت و ضعف مقوّم اصل حقيقت نور نيست و در حقيقت نور، نه قوّت نهفته است و نه ضعف و اصل نور بدون هردو