هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٦

است.

٣- در طرح و تحليل مسائل وحدت و كثرت و تصوير وحدت در كثرت و كثرت در وحدت و تحكيم قاعده «الواحد» و مسئله «بسيط الحقيقة كلّ الأشياء» نقش مؤثرى دارد و همچنين ....

ولى با همه اينها، ثمرات مستقيم اين بحث امورى است كه در ذيل به آنها اشاره مى‌شود:

١- توحيد ذات و نفى تعدد واجب‌

توحيد ذات يكى از مسائل مهم فلسفى است كه براساس اصالة الوجود استوار است. زيرا برهان توحيد ذات اين است كه اگر واجب متعدد باشد، لازمه تعدد اين است كه ميان آنها «ما به الإشتراك و ما به الإمتيازى» باشد، در اين‌صورت هردو واجب مركّب بوده و لازمه آن احتياج واجب به اجزاى خويش است و احتياج هرگز با مقام واجب الوجود، سازگار نيست.

«ابن كمونه» فيلسوف معروف قرن هفتم‌

هويتان بتمام الذات قد

 

خالفتا لابن الكمونة استند

و ارفع بان طبيعة ما انتزعت‌

 

ممّا تخالفت بما تخالفت‌