هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥

سپس كلام مرحوم محقّق طوسى را نقل كرده و ما نيز عين عبارت وى را در گذشته نقل نموديم. [١]

از اين عبارت استفاده مى‌شود كه مرحوم لاهيجى از ترس اين كه مبادا قول به عدم مجعوليت ماهيات، مستلزم قول به ثبوت ماهيات و بى‌نيازى از جعل و علت گردد، نظريه مجعول بودن ماهيات را انتخاب كرده است. و اگر قول به اصالت وجود و عدم مجعوليت ماهيات، مستلزم اين محذور نباشد- چنانكه نيست، زيرا مستغنى بودن ماهيت از جعل به خاطر اعتبارى بودن و به اصطلاح براى مادون جعل بودن آن است- او مخالف با اصالت وجود نيست و هرگز مضايقه ندارد كه وجود، مجعول باشد.

توضيح بيشتر در تحرير محلّ نزاع‌

از بررسى كتابهاى فلسفى و كلامى به دست مى‌آيد كه نزاع در اصالت وجود و يا ماهيت به دو نحو مطرح بوده است:

١- آيا براى مفهوم وجود در خارج- با قطع نظر از تعمل عقلى و تحليل ذهنى- مصداق و فردى هست؟ يا اين كه مفهوم وجود با تحليل ذهنى از ماهيات متكثره انتزاع مى‌گردد و بر آنها حمل مى‌شود.

گروهى از متكلمين نظر دوم را انتخاب كرده و تصريح كرده‌اند كه وجود يك مفهوم اعتبارى است و براى آن مصداقى جز حصص ذهنيه نيست و منظور از حصص ذهنيه همان اضافه مفهوم وجود در ذهن به يكى از ماهيات است. بنابراين مضاف و اضافه همگى در


[١] . به صفحه ٤١ همين رساله مراجعه شود.