هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٥

نمى‌كند.

خلاصه ذهن و خارج هرگز براى ماهيت دو مكان مختلف نيست، بلكه از آن‌جا كه نفس، فاعل الهى است با توجه به خلّاقيتى كه دارد در محيط وسيع خود، به ماهيت تحقّق مى‌بخشد.

همانطور كه ماهيّت با وجود تحقّق پيدا مى‌كند، اگر منشأ آثار بودن مربوط به ماهيت است و بس و وجود در اين قسمت نقشى ندارد، در اين‌صورت بايد ماهيت در همه مراحل داراى اثر بوده و هرگز اختلافى ميان اين دو نوع وجود، وجود پيدا نكند.

مرحوم صدر المتألهين در «المشاعر» روى اين برهان تكيه كرده مى‌فرمايد:

«انّ من البيّن الواضح انّ المراد بالخارج و الذهن في قولنا:" هذا موجود في الخارج و ذاك موجودة في الذهن" ليس من قبيل الظروف و الأمكنة و لا المحالّ، بل المعنى بكون الشي‌ء في الخارج انّ له وجودا يترتّب آثاره و أحكامه و بكونه في الذهن انّه بخلاف ذلك، فلو لم يكن للوجود حقيقة إلّا مجّرد تحصّل الماهية، لم يكن حينئذ فرق بين الخارج و الذهن و هو محال، إذا الماهية قد تكون متحصّلة ذهنا و ليست بموجودة في الخارج». [١]

نظر ما درباره اين برهان‌

ناگفته پيداست كه بازگشت اين برهان نيز به همان برهان اوّلى‌


[١] . المشاعر، ص ١٢.