هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨١
حمل فلو كان الوجود انتزاعيا، يكون وحدته و تعدده، تابعين لوحدة ما أضيف إليه و تعدّده من المعاني و الماهيات و إذا كان كذلك لم يتحقّق حمل متعارف بين الأشياء سوى الأوّلي الذاتي». [١]
توضيح اين كه حمل بر دو قسم است:
١- حمل اوّلى ذاتى.
٢- حمل شايع صناعى.
منظور از حمل اوّلى ذاتى اين است كه ميان موضوع و محمول در مقام مفهوم، اتحاد و يگانگى باشد و به اصطلاح «ما يفهم من الموضوع عين ما يفهم من المحمول» باشد، مانند: «الإنسان إنسان»، «الإنسان حيوان ناطق».
تصوّر اين كه در اين صورت حمل چه سودى خواهد داشت؟
پاسخ آن روشن است. زيرا اگر چه ميان موضوع و مفهوم اتحاد مفهومى است، ولى يك نوع تغاير اعتبارى وجود دارد كه مصحح حمل است؛ مثلا آن جا كه از قبيل حمل الشيء على نفسه است، مانند:
«الإنسان إنسان»، فرق موضوع و محمول در اين است كه در موضوع «احتمال سلب الشيء عن نفسه» وجود دارد، ولى چنين حملى اين احتمال را از بين مىبرد. امّا تغاير موضوع و محمول در حدّ تام بر محدود به طور اجمال و تفصيل است. [٢]
[١] . المشاعر، ص ١٢.
[٢] . بلكه در محلّ خود ثابت كردهاند كه نه تنها حمل حدّ تام بر محدود حمل اوّلى است، بلكه حمل جنس بر نوع، يا فصل بر نوع نيز از قبيل حمل اوّلى است و حمل در محيط مفهوم صورت مىگيرد كه آن جا از وجود خبرى نيست، روى اين اساس برخى از اساطين فلسفه-