هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧
لموضوع هذا العلم». [١]
استاد علّامه طباطبائى بيانى را كه در اينباره ايراد فرمودهاند كه گويا هدف، توضيح كلام مرحوم صدر المتألهين است، كه متن عبارت ايشان را نقل مىكنيم:
«هر موقع ما براى رفع حوائج زندگى دست به هر رشتهاى از رشتههاى گوناگون علوم بزنيم، اثبات هر خاصه از خواص موجود براى موضوع خود، محتاج به ثبوت قبلى آن موضوع مىباشد. و يك سلسله بحثهاى برهانى كه غرض و آرمان نامبرده را تأمين نمايد و نتيجه آنها اثبات وجود حقيقى اشياء و تشخيص علل و اسباب وجود آنها و چگونگى و مرتبه وجود آنها مىباشد، فلسفه ناميده مىشود. علوم ديگر، روش بحث و كاوش آنها اينگونه نيست و در هر يك از آنها كه تأمّل كنيم، خواهيم ديد كه يك يا چند موضوع را مفروض الوجود گرفته و آنگاه به جستجوى خواص و آثار آن پرداخته و روشن مىكند.
هيچ يك از اين علوم نمىگويد فلان موضوع موجود است و يا وجودش چگونه وجودى است، بلكه خواص و احكام موضوع مفروض الوجود را بيان كرده و وجود و چگونگى وجود آن را به جاى ديگر «حس و فلسفه» احاله مىنمايد.
گفتار بالا را مىتوان در چند جمله خلاصه كرد:
چنانكه ما در خواص و احكام اشياء گاهى دچار خطا يا ترديد مىشويم، مثلا مىگوييم فلان تركيب فلان طعم را دارد- با جزم يا ترديد-، در صورتى كه داشته يا بالعكس، همچنان گاهى در اصل بود
[١] . اسفار، ج ١، ص ٢٤ و ٢٥.