هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠
و إن تحاشى الخصم من استماعه و إن لم تتفاوت و مع هذا كانت مستحقة لحمل موجود، لزم الانقلاب و إن لم تستحق كانت باقية على الاستواء». [١]
اين جمله مىرساند كه محلّ نزاع مفهوم مجرّد خالى از هرنوع تحصّل و تعيّن نيست و به عبارت ديگر نزاع در مفهوم لا بشرط منخلع از هرقيد و شرط نيست و گرنه هيچ خردمندى طرفدار اصالت آن نمىگردد. بلكه نزاع در ماهيت منتسب به جاعل و علّت است كه آيا جاعل خود آن را در خارج از اعيان قرار مىدهد و خود آن شخصا منشأ اثر مىگردد و يا اينكه ماهيت در سايه امر ديگر كه از آن به حيثيت مكتسبه تعبير مىشود، اصالت پيدا مىكند و منشأ آثار بودن و عينيت مربوط به آن است البته اگر نزاع چنين مطرح شود، شايستگى گفتگو و نزاع و درگيرى ميان فلاسفه را پيدا مىكند.
مرحوم سبزوارى در تعاليق خود بر اسفار در بيان محلّ نزاع چنين مىفرمايد:
«اعلم- وفقنا اللّه و إيّاك- انّه لا خلاف يعتد به بين المشائين و أهل الاشراق و غيرهم من المحقّقين في وجود الكلي الطبيعي المعبّر عنه بالماهية في ألسنة الحكماء و بالعين الثابت في لسان العرفاء و بغير ذلك و إنّما الخلاف في انّها بعد جعل الجاعل موجودة بالأصالة و الوجود واسطة في الثبوت، أو موجودة بالعرض
[١] . شرح منظومه، ص ٨؛ در تعاليق اسفار، ج ١، ص ٣٩- ٣٨ به طور مبسوط در اينباره گفتگو نموده و محلّ نزاع را روشن نموده است، طالبان تفصيل به آنجا مراجعه فرمايند.