هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٩
پاسخ
يكچنين استدلال از شيخ اشراق به راستى عجيب است، زيرا استدلال بر يك بحث فلسفى از طريق بحث ادبى بسيار ناصواب است و از قديم الأيام گفتهاند كه:
«الحقائق الحكمية، لا تقنص من العرف و اللغة» [١]، گذشته از اين خود شيخ اشراق خدا و بلكه مفارقات را وجود محض مىداند، در اينصورت صدق موجود بر آنها با صدق آن بر ماهيات ممكنه فرق خواهد كرد.
وى درباره مفارقات چنين مىگويد: «النفس و ما فوقها من المفارقات، إنّيات صرفة و وجودات محضة» [٢] و حلّ اشكال اين است كه مصداق حقيقى موجود در هردو صورت (حمل موجود بر موجود) (يا حمل موجود بر ماهيات موجوده) همان وجود است، و اينكه موضوع در صورت دوّم، علاوه بر مصداق واقعى وجود و بر چيز ديگرى نيز شامل است، اين از خصوصيات مورد است و ربطى به مفهوم وجود ندارد.
شيخ در تعليقات مىگويد:
«إذا سئل هل الوجود موجود أو ليس بموجود؟
فالجواب انّه موجود بمعنى انّ الوجود حقيقة انّه موجود، فانّ الوجود هو الموجودية». [٣]
[١] . اسفار، ج ٦، ص ٦٣.
[٢] . اسفار، ج ١، ص ٤٣ به نقل از آخر التلويح.
[٣] . تعليقات شيخ به نقل اسفار، ج ١، ص ٤١.