هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٨
موضوع، ولى صدق ضرورت در دوّمى، فرع وجود موضوع و تحقّق موضوع (وجود امكانى) در گرو بودن يك حيثيت تعليلى است كه مقوم وجود امكانى و حافظ اين «وجود رابط» باشد. به قول مرحوم صدر المتألهين:
«و معنى كون الوجود واجبا، انّ ذاته بذاته موجود من غير حاجة إلى جاعل يجعله و لا قابل يقبله و معنى كون الوجود موجودا انّه إذا حصل إمّا بذاته أو بفاعل، لم يفتقر في كونه متحقّقا إلى وجود آخر يحصل له بخلاف غير الوجود لافتقاره في كونه موجودا إلى اعتبار الوجود و انضمامه». [١]
خلاصه اتصاف واجب به وجود و ضرورت، به هيچ چيز نيازمند نيست، اتصاف وجود امكانى نياز به حيثيت تعليلى دارد و اتصاف ماهيات ممكنه به وجود، به حيثيت تعليلى نيازمند است.
٣- اگر وجود در خارج اصيل و محقّق باشد، در اينصورت حمل موجود بر نفس وجود و ماهيات متحقّقه مختلف خواهد بود، زيرا معناى موجود در وجود، عبارت است از نفس وجود، نه شىء ثبت له الوجود، زيرا مركّب از ذات و مبدأ نيست، ولى صدق موجود بر ماهيات به معناى شىء ثبت له الوجود خواهد بود.
نتيجه اينكه: لازم آن اين است كه حمل موجود بر وجود و ماهيات يكنواخت نبوده و مختلف خواهد بود، در صورتى كه موجود بالاتّفاق در همه مراح مشترك است. [٢]
[١] . المشاعر، ص ٢٠.
[٢] . اسفار، ج ١، ص ٤١؛ المشاعر، ص ٢١.