هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٢

نظر ما درباره اين برهان‌

روح اين برهان همان برهان نخستين است، زيرا ملاك و مبدأ برهان در هردو يكى است و آن اين‌كه ماهيت در حدّ ذات (حمل أوّلى) جز خود و ذاتيات خود چيزى را واجد نيست، نه مبدأ آثار است و نه مستحق حمل موجود به آن، و به عبارت ديگر اگر ماهيات را مجرّد از وجود ملاحظه كنيم، معدوم مى‌باشد و اگر بما هى‌هى ملاحظه نماييم و نظر را فقط به ذات و ذاتيات آن بدوزيم، عارى از وجود و عدم خواهد بود؛ يك‌چنين ماهيتى نه مستحق حمل موجود است و نه مبدأ اثر است.

اكنون بايد ديد چه شد كه ماهيت مبدأ اثر و مستحق حمل موجود گرديد. لابد چيزى بر آن افزوده شد و آن چيز جز وجود چيزى نيست و اگر وجود يك امر اعتبارى باشد، هرگز انضمام يك مفهوم اعتبارى به يك مفهوم اعتبارى ديگر (ماهيت) باعث اين همه انقلاب نمى‌گردد، نه موجب مى‌شود كه مبدأ آثار شود و نه آن را از حدّ استواء بيرون مى‌سازد.

پس بايد ناچار براى اين ضميمه، حقيقتى در خارج باشد كه ماهيت را به اصطلاح از حالت بى‌خاصيتى و بى‌بو و بى‌طعمى به چنين مقام شامخ درآورد و يك‌چنين چيز احق به تحقق و عينيت است.

نتيجه اين‌كه مبدأ برهان در هردو بيان يكى است، در يكى تكيه روى منشأ آثار بودن است و در ديگرى تكيه روى موجود بودن و از حدّ استواء درآمدن مى‌باشد.