هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١
و الوجود، واسطة في العروض». [١]
سپس به بيان واسطه در عروض پرداخته است.
گفتارى از شارح فصوص
گفته شد- ماهيت بما هى هى، عارى از هرنوع تحصّل و خالى، از هرنوع تعيّن است و جداى از تحلى به وجود- اعم از ذهنى و خارجى- بطلان محض مىباشد و هرگز نبايد چنين ماهيتى محل نزاع گردد، منافات با گفتار برخى از عرفاء مبنى بر «المهيات كلّها وجودات خاصّة علمية» [٢] ندارد زيرا همانطور كه گفته شد ماهيت از فرط ابهام و عدم تحصّل بدون نور وجود و اشراق هستى، هيچ نوع ظهورى حتى ظهور مفهومى هم ندارد و اگر احيانا فرض شود كه ماهيات با قطع نظر از لحاظ ذهنى و خارجى باز وجود علمى و تحصلى دارند. ناچار بايد در آن موطن دست به دامن وجود ديگرى شد و گفت: ماهيات و اعيان ثابته وجودات خاصه علميهاند كه از تجلّى و ظهور حق، پديد آمدهاند. مرحوم صدر المتألهين به اين مطلب در خلال كلمات خود، تصريح كرده است؛ عبارت وى:
«و ما يقال: إنّا نتصور الماهية مع الذهول من وجودها إنّما هو بالنسبة إلى الوجود الخارجى، إذ لو نذهل عن وجودها الذهني، لم يكن في الذهن شيء أصلا و لو سلم ذهولنا عن وجودها مع عدم الذهول
[١] . اسفار، ج ١، ص ١٣٨.
[٢] . محقّق قيصرى شارح فصوص، در مقدمه فصوص، ص ٢١ تحت عنوان «هداية الناظرين».