هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨
خارج گردد؟ و محقّقانى چون شيخ اشراق و مير داماد و سيد سند به اصالت آن قائل شوند.
در اين جا براى رفع چنين استغراب، برخى از اساتيد [١] دست به توجيه زده مىفرمودند:
«نزاع در اصالت وجود و ماهيت، نزاع لفظى نيست، بلكه يك «نزاع روشنى» است كه با مختصر تدبّرى سيماى حقيقت از لابلاى اوهام و شكوك بيرون مىآيد».
اين توجيه دردى را دوا نمىكند، زيرا اگر نزاع در اصالت ماهيت درباره مفهوم مجردى كه از هرنوع تحصل و تحقّق عارى است باشد. هيچكس هرچه هم در اين مسئله دقّت كمى انجام دهد، به اصالت و منشأ آثار بودن آن رأى نمىدهد.
معناى جمله بالا اين است كه اين اساطين در مورد نزاع مختصر تأمّلى نكردهاند و گرنه حق را پيدا كرده و از پيروان آن مىشدند.
خلاصه تصوّر محلّ نزاع يك عويصه است. زيرا كه چگونه مىتواند مفهوم مجرّد و لا بشرط از هرنوع تحصّل ذهنى و خارجى و فاقد هرنوع وصف و عارى از هرنوع تعيّن و تشخّص، محلّ نزاع در اصالت باشد؟!.
پاسخ پرسش پيش
آنچه مىتوان در اينباره گفت، اين است كه: محلّ نزاع در اصالت و عدم اصالت، مفهوم مجرّد از هرنوع تحصّل و تعيّن نيست.
[١] . علّامه طباطبائى- دام ظلّه-.