هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
يكى از امور قابل توجه در بحث اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت تشخيص محلّ نزاع است.
برخى از اساتيد [١] ابهامى كه سايه بر محل نزاع افكنده، يك چنين بحث چند ساله را نزاع لفظى تلقى كرده و چنين تصوّر مىكردند كه همه قبول دارند كه آنچه خارج از ذهن است، همان اصيل است، منتهى يكى نام آن را ماهيت و ديگرى وجود نهاده است.
برخى تصور كردهاند ماهيتى كه اصالت و عدم اصالت آن مورد نزاع است، همان مفهوم مجرّد است، كه از آن به كلى طبيعى تعبير مىشود و در حدّ ذات نه كلى است و نه جزئى، نه موجود است و نه معلوم، بلكه در ظروف مختلفى مانند ذهن و خارج و به لحاظ و اعتبارات گوناگون مانند انتساب به جاعل و عدم انتساب به آن معروض، كلى و جزئى و موجود و معدوم مىگردد.
در اين صورت از خود سؤال مىكند كه چگونه مىتواند چنين چيزى، منشأ نزاع و جدال چندين قرن شود، زيرا مفهوم مجرّدى كه خالى از هرنوع تحقّق و تحصّل، مجرّد از هرنوع اثر، فاقد همه چيز، جز ذات و ذاتيات خود مىباشد، چگونه مىتواند اصيل در
[١] . آية اللّه بروجردى قدس سرّه در درس اصول.