هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣

نيز در مواردى از علوم بهره‌مند مى‌شود و از روى يك مسئله علمى يك مسئله فلسفى بنا مى‌شود. البته نياز علوم به فلسفه منحصر به اثبات وجود موضوع در فلسفه نيست، بلكه تمام قواعد علمى در علوم حقيقى به يك سلسله اصول و قواعدى نيازمند است كه فقط در فلسفه درباره آنها بحث مى‌شود و از آن اصول يكى اصل «امتناع اجتماع نقيضين» و «ارتفاع نقيضين» است و مسائل تمام علوم بدون پذيرش اين دو اصل، نتيجه‌بخش نيست. مثل اينكه اگر در هندسه با براهين علمى اثبات كرديم كه سه زاويه مثلث مساوى با دو زاويه قائمه است، اين مسئله در صورتى نتيجه‌بخش است كه خلاف آن را باطل و ممتنع بدانيم و الّا اگر هم خود آن را و هم نقيض (عدم تساوى) آن را صحيح بدانيم، در اين صورت مسئله نامبرده ثابت نشده و نتيجه‌بخش نخواهد بود.

مرحوم صدر المتألهين در بحث مواد سه‌گانه (وجوب، امتناع، امكان) به اين حقيقت تصريح مى‌كند:

«و أحقّ الأقاويل ما كان صدقه دائما و أحقّ من ذلك ما كان صدقه أوّليا و أوّل الأقاويل، الحقة الأوّلية الّتي انكاره مبنى كلّ سفسطة، هو القول بانّه لا واسطة بين الايجاب و السلب، فانّه إليه ينتهي جميع الأقوال عند التحليل و إنكاره إنكار لجميع المقدمات و النتائج». [١]

رفع يك اشتباه‌

اكنون كه سخن به اين‌جا منتهى گرديد، خالى از تناسب نيست‌


[١] . اسفار، ج ١، ص ٩٠.