هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢

ممكنات امر اعتبارى است.

در هرحال اين نظر كه آن را ذوق التأله خوانده‌اند، باطل است؛ زيرا هرگاه مقصود نفى وجود از ما سوى اللّه است و اينكه غير او اصلا تحقّقى ندارند؛ اين سخن علاوه بر اين‌كه مخالف بداهت است، مستلزم نفى صحّت انزال كتب و ارسال رسل است.

اين احتمال درباره ذوق التأله، مناسب با نظرى است كه به صوفيه نسبت داده شد كه قائل به وحدة الوجود و الموجود هستند، در صورتى كه قائلين به ذوق التأله تصريح مى‌كنند كه بر وحدت وجود و كثرت موجود قائلند.

اگر مقصود اين است كه با يك وجود شخصى نفسى حق- عزّ و علا- موجودات ديگر از جوهر و عرض نيز تحقّق دارند، اين مستلزم اين است كه شيئ واحد، هم موجود نفسى و غيرى، هم جوهر و هم عرض و غيره باشد.

و اگر منظور اين است كه وجود پيراسته از تركيب و تقييد و تخصيص، مخصوص ذات او است و هرچه ديده شود از شؤون ذات و قائم به ذات او است و نسبت آنها نسبت عكس به عاكس و فرع به اصل است، در واقع نسبت و اضافه اشراقيه حقّند، اين همان است كه مرحوم صدر المتألهين آن را انتخاب نموده و مرحوم حكيم سبزوارى در تعاليق خود آن را توضيح داده است. [١] و اين نظر بر اساس تشكيك در حقيقت وجود استوار است و در واقع تحقيق آنچه لازم نظريه فهلويين است، مى‌باشد.


[١] . تعاليق اسفار، ص ٧٢.