هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٠
إن كان اختلاف فالتأكد و الضعف و إنّما يختلف ماهيات الأشياء التي تنال الوجود بالنوع و ما فيها من الوجود غير مختلف النوع، فانّ الإنسان يخالف الفرس بالنوع لأجل ماهيته لا لوجوده، فالتخصص للوجود على الوجه الأوّل بحسب ذاته بذاته و أمّا على الوجه الثاني فباعتبار ما معه من كلّ مرتبة من النعوت الكلية». [١]
بايد توجه داشت كه قول به تشكيك در وجود و تحقّق مراتب در آن، موجب كثرت و منافى با وحدت وجود نيست زيرا درست است كه وجود داراى مراتب مختلف است ولى چون مبدأ و سرچشمه اختلاف خود وجود است، يعنى وجود است كه قوى و ضعيف مىشود، قوّت جز وجود چيزى نيست و ضعف يك امر عدمى است كه هرگز با وجود مخلوط نمىگردد.
از اين نظر حقيقت وجود با توجه به مراتب آن يك امر واحد و داراى وحدت حقّه حقيقيه خواهد بود و وحدتى كه عين ذات اوست و در عين كثرت داراى وحدت خاصى است كه به آن وحدت حقّه مىگويند [٢]؛ خلاصه اين نظر «كثرة الوجود و الموجود في عين وحدتهما» است.
٣- نظريه ذوق التأله
خلاصه اين نظر مبنى بر وحدت وجود و كثرت موجود است. و
[١] . المباحثات (به نقل اسفار، ج ١، ص ٤٦).
[٢] . درباره اقسام وحدت به بحث وحدت و كثرت در اسفار و غير آن مراجعه شود.