هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣

موضوع به قيد رياضى و طبيعى دارد و تا موضوع به صورت يك موجود طبيعى و رياضى درنيايد، هرگز شايستگى براى عروض محمول بر آن موضوع ندارد. مثلا رشد و نمو، حرارت و برودت، تساوى و عدم تساوى، در صورتى عارض موجود مى‌شود كه آن موضوع به صورت يك جسم طبيعى درآيد، تا بگوييم جسم نامى- مثل درخت- داراى رشد و نمو است و يا فلان جسم طبعا گرم يا سرد است و يا بگوييم كه سه زاويه مثلث با دو زاويه قائمه برابر است.

اين سرى از محمولات، در صورتى عارض بر موجود مى‌گردند كه موجود دست از اطلاق خود بردارد و در سايه يك سلسله قيود طبيعى و رياضى براى پذيرفتن آن عوارض شايستگى پيدا كند.

٢- عوارضى كه در عروض خود بر موضوع (موجود مطلق) يا اصلا نيازى به تقييد موضوع ندارند و يا اگر هم نيازى داشته باشند، آن قيود از سرى قيود علوم طبيعى و رياضى نيست. اين قسم از عوارض همان محمولات و مسائل فلسفى است كه بلا واسطه و يا مع الواسطه عارض موضوع مى‌گردد. [١]

مثلا مفاهيمى مانند: وجوب و امكان، علّت و معلول، حدوث و قدم، وحدت و كثرت، از عوارض موجود مطلق مى‌باشند و در عروض خود كوچكترين نيازى به تقييد موضوع به قيدى ندارند.

همچنين عوارضى مانند: جوهر و عرض، عقل و نفس، صورت و هيولى و جسم، اگرچه در عروض خود به موجود، احتياج به تقييد موضوع به قيدى مانند امكان و امثال آن دارند، ولى چون اين‌


[١] . شرح منظومه، ص ٢٠ و اسفار، ج ١، ص ٢٤.