هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
شد، ولى معلول ديگرى صادر نشد؟ در حالى كه نسبت علت به هر دو معلول يكسان مىباشد.
از اين نظر حكماى بزرگ لزوم سنخيت را ميان علت و معلول محرز دانستهاند؛ بنابر لزوم سنخيت ميان علل و معاليل از انتخاب نظريه فهلويين و تصويب وحدت حقيقت وجود چارهاى نيست. زيرا قول به تباين در مصاديق وجود، مستلزم صدور مباين از مباين و عليت موجودى به موجود ديگرى است كه هرگز ميان آنها سنخيتى نيست.
به عبارت روشنتر بنابر اصل سنخيت ميان علت و معلول چارهاى جز انتخاب نظريه فهلويين و تصويب وحدت حقيقت وجود نيست، زيرا بنابر عقيده مشاء كه مصاديق وجود متباينات بالذات مىباشد، لازم مىآيد كه مباينى بالذات علت مباين ديگرى باشد و اين مطلب با لزوم سنخيت ميان علل و معاليل سازگار نيست.
ب- ظلمت نشانه نور نمىشود.
موجودات آفاقى و انفسى همگى آيت حق و نشانهاى از وجود او است، بلكه هر معلولى آيت علّت خود مىباشد؛ هرگاه علل و معاليل همگى متباين بالذات باشند، چگونه مىتواند ظلمت نشانه نور و ظل نشانه حرور باشد.
ج- تباين با قواعد فلسفى سازگار نيست
قول به تباين با يك سلسله قواعد مسلّم و مبرهن ميان مشائين