هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٠

از اين جمله همان را مى‌فهميم كه از جمله «زيد موجود است» مى‌فهميم؟ يعنى خدا واقعيتى دارد كه طارد عدم و نافى آن است، اگر چه ميان هردو نوع موجود، تفاوت زياد است، يكى قائم به نفس بوده و ديگرى قائم به غير است، در يكى وجود عين ذات اوست و در ديگرى زايد بر ذات او مى‌باشد.

يا اين كه از اين جمله ضدّ آنچه را مى‌فهميم كه از جمله زيد موجود مى‌فهميم، در اين‌صورت نفى وجود از صانع شده نه اثبات وجود و يا اين‌كه از اين چيزى نمى‌فهميم؟ در اين‌صورت نتيجه‌اى جز تعطيل معارف الهى و سدّ باب معرفة اللّه ندارد.

اين‌ها، يك سلسله براهينى است كه از طرف فلاسفه براى اثبات اشتراك معنوى بيان شده است و باز براهين ديگرى در كلمات قوم ديده مى‌شود كه براى اختصار از نقل آنها خوددارى مى‌گردد. «١»