هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧

به طورى كه وجود در ثبوت عينيت بر ماهيت، واسطه در ثبوت است، و يا لااقل واسطه در عروض است در هرصورت، تحقق واقعى و اصالت بلا واسطه مال وجود است، نه ماهيت.

ثانيا: اين نظر در صورتى صحيح است كه وجود را مشترك لفظى بدانيم، زيرا شك نيست كه ماهيّت انسان و فرس و غنم متباين مى‌باشند و متحد با متباينات بايد داراى مفاهيم مختلف و متباينى باشد كه بتواند با آنها متباين گردد.

٢- احتمال ديگر اين‌كه وجود جزء ماهيت باشد، اين احتمال با اشتراك معنوى و هم اشتراك لفظى وجود، سازگار است، ممكن است وجود با داشتن معناى واحد جزء همه ماهيات باشد، همچنان‌كه حيوان با داشتن معناى واحد، جزء انسان و فرس و ... است و نيز امكان دارد با داشتن معانى مختلف جزء ماهيات باشد.

٣- وجود در تمام مراحل زايد بر ماهيت است و مختار محقّقان همين است، ولى قول به زيادى وجود بر ماهيت با هردو اشتراك سازگار است، ممكن است مصداق وجود در انسان با مصداق وجود در فرس كاملا مغاير باشد، همچنان كه احتمال دارد مصداق آن در همه يكسان باشد. و لذا بايد يكى از دو اشتراك را ثابت نمود.

براهين اشتراك معنوى‌

قائلان به اشتراك معنوى وجود، از طرق مختلفى بر آن استدلال كرده‌اند، ما پيش از نقل دلايل آنان، برهانى را متذكر مى‌شويم كه از براهين پيروان اشتراك وجود روشنتر و استوارتر است و آن اين است: