هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
اشتراك معنوى وجود
از قديم الأيام گفتهاند: «أصالة الوجود و اشتراكه و تشكيكه رأس كلّ معارف».
در اين كه اصالة الوجود، اساس و ريشه معارف عقلى است شك و ترديدى در آن نيست، چنانكه از بحثهاى پيشين روشن گرديد، زيرا اثبات توحيد ذات حق و توحيد صفات و افعال او بر اساس اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيات استوار است. و امّا اشتراك معنوى وجود، از آنجا كه اساس ابطال شبهه ابن كمونه [١] و پايه اثبات مذهب فهلويين مىباشد، رأس معارف خوانده شده است.
گاهى ديده مىشود كه مسئله اشتراك وجود را چنين مطرح مىكنند كه آيا لفظ وجود و يا آنچه كه مرادف آن از لغات ديگر است، مشترك لفظى است كه به اوضاع متعدده بر مصاديق مختلف وضع شده است و يا اينكه مشترك معنوى است و با يك وضع بر همه اطلاق مىگردد؟
اگر ملاك اين باشد، اين مسئله هرگز نمىتواند يك بحث
[١] . تقرير شبهه چنين است:
«العقل لا يأبى بأوّل نظر أن يكون هويتان بسيطتان لا يمكن للعقل تحليل شيء منهما إلى مهية و وجود، بل يكون كلّ منها بسيطا مستغنيا عن العلّة».