هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١

مختار محقّقان در صفات واجب اين است كه صفات وى با ذات وى متحد است و هرصفتى با صفت ديگرى نيز مصداقا اتحاد دارد. ولى از نظر مفهوم باهم متغايرند.

«فالعالم و القادر و الحيّ و المريد متغايرات مفهوما، متحدّات وجودا و مصداقا».

يك‌چنين اتحاد فقط براساس اصالة الوجود امكان‌پذير است، زيرا وجود، ملاك وحدت و جامع كثرات است. وجود است كه همه كثرات را در يك‌جا گرد مى‌آورد، ولى بنابر اصالة ماهيت در آنها اختلاف و تغاير است و از قديم الأيام گفته‌اند:

«الوجود مدار الوحدة و الماهيات مثار الكثرة».

٣- توحيد افعال‌

مقصود اين است كه صادر از واحد به حكم قاعده «لا يصدر من الواحد إلّا الواحد» يكى بيش نيست و يك‌چنين توحيد جز در پرتو اصالة الوجود، امكان ندارد. زيرا بنابر اين مسلك مى‌توان گفت صادر از واجب يك شيئ است و آن همان وجود منبسط است، ولى بنابر اصالت ماهيت، خود ماهيات مختلفه از او صادر شده است، يعنى واحد من جميع الجهات، مبدأ پيدايش امور مختلفه بى‌شمار گرديده است. در صورتى كه قاعده «الواحد» خلاف آن را ايجاب مى‌كند.

٤- بطلان حمل در قضايا

از ثمرات اين بحث، همان صحّت حمل در قضايا است و ما