هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٠

اعتبارى، تفاوتى نگذارده و هردو را به هم مخلوط نموده است. امور انتزاعى اگرچه در خارج ما بحذاء و مصداق ندارد، ولى داراى منشأ انتزاعى است كه بر اثر خصوصيتى كه در منشأ انتزاع موجود است، اين مفهوم انتزاع مى‌گردد مانند فوقيت و تحتيّت. ولى امور اعتبارى نه مصداقى در خارج دارند و نه منشأ انتزاعى، بلكه يك نوع اعتبار وهمى است، مانند انياب اغوال و يا عقلانى است مانند بيع و اجاره، طرفداران اصالة الماهية درست است كه وجود را اعتبارى مى‌دانند، ولى نه به معنى دوّم بلكه به معنى اوّل كه همان امر انتزاعى باشد.

در اين صورت تصحيح مرحوم صدر المتألهين نيز به ظاهر استوار خواهد بود زيرا چگونه مى‌توان از دو متباين من جميع الجهات مفهوم واحدى را انتزاع نمود كه قدر مشتركى در ميان آنها نباشد، در صورتى كه انتزاع هريك از دو مفهوم در گرو وجود خصوصيتى در منشأ انتزاع است و بدون وجود خصوصيتى نمى‌توان مفهومى را انتزاع نمود، در اين موقع وحدت مفهوم حاكى از وحدت خصوصيتى خواهد بود كه در هردو موجود، تحقّق دارد و تحقّق چنين خصوصيتى با تباين كلّى منافات دارد.

٢- توحيد صفات‌

دوّمين ثمره مستقيم اين بحث توحيد در صفات است. [١] زيرا


[١] . در صفات واجب الوجود سه قول مختلف هست كه قول مختار همان است كه با برهان محكمى در محلّ خود ثابت شده است.