هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
ما به الإمتياز و يكون صدق الوجود عليهما عرضيا، كصدق العرض على الأجناس التسعة العرضية؟».
اين شبهه در دوران خود حتى پس از آن، به قدرى جلب توجّه نمود كه از مرحوم محقّق خوانسارى نقل شده كه فرمود اگر به محضر اقدس حضرت ولى عصر- عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف- شرفياب گردم، نخستين مطلبى كه از امام عليه السّلام سؤال مىكنم پاسخ اين شبهه است.
مرحوم صدر المتألهين، در مورد اثر سوء اين شبهه چنين مىفرمايد:
«و بها يندفع ما تشوشت به طبائع الأكثر و تبلدت منه أذهانهم و ضلّت فيه عقولهم ممّا قيل: لم لا يجوز أن يكون هناك هوّيتان بسيطتان مجهولتا الكنه، مختلفان بتمام المهية البسيطة، يكون كلّ منها واجبا لذاته و يكون مفهوم واجب الوجود، منتزعا عنهما مقولا عليهما، قولا عرضيا». [١]
در صورتى كه اين شبهه بنابر اصالت ماهيت خالى از قوّت نيست، ولى بنابر اصالت وجود، پاسخ آن روشن است، زيرا بنابر آن انتزاع وجوب وجود از ذات دو واجب، يا بدون ضميمه چيزى صورت خواهد گرفت، يا به ضميمه حيثيتى، شقّ دوّم صحيح نيست زيرا هر موجودى كه ذات او مصداق وجوب وجود نباشد و وضع ذات، ملازم با وضع وجوب نگردد، ناچار در عروض وجوب وجود، معلول ديگرى خواهد بود. هرگاه اين مفهوم از مقام ذات، با قطعنظر از هرحيثيتى و
[١] . المبدأ و المعاد، ص ٣٩- ٣٨.