هستى شناسى در مكتب صدرالمتألهين - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٥

يك‌چنين نزاع ريشه‌دارى كه گروه فلاسفه را به دو تيره تقسيم نموده و ده‌ها كتاب و رساله درباره آن نوشته شده است، بى ثمر نخواهد بود و قطعا در بسيارى از مسائل فلسفى نقش اساسى خواهد داشت. تا آنجا كه گفته‌اند: «أصالة الوجود و التشكيك فيه، رأس كلّ معارف».

اصولا بايد توجه داشت كه مسئله اصالت وجود و تشكيك در آن، فلسفه را زيرورو مى‌كند و در بسيارى از مباحث، قواعد جديدى تأسيس نموده و نظرات خاصى به وجود مى‌آورد و مشكلاتى را كه در فلسفه مشاء در تحليل بسيارى از مسائل وجود داشت، برطرف مى‌نمايد. اكنون بايد ديد ثمرات چشمگير اين نزاع كهن چيست؟

١- بنابر اصالة الوجود، تقسيم وجود به نفسى و رابطى و رابط، روشن و بى‌اشكال خواهد بود، ولى بنابر اصالت ماهيت مشكل و نامفهوم مى‌باشد.

٢- اين‌كه مى‌گويند: نسبت معلول به علّت، نسبت معنى حرفى به اسمى است و معلول به تمام ذات، متعلّق به علت و قائم به آن است و مجموع جهان آفرينش نسبت به واجب، مانند نسبتى است كه قائم با يك طرف باشد. همگى بر بناى «اصالة الوجود» استوار