توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٩١
كيفيت معيشت آن حضرت چنين بود كه خوراكش نان جو بود و از آن هم آن قدر تناول نمى كرد كه سير شود. [١] در غزوه ء خندق دخترش صديقهء كبرى قسمتى از گرده ء نان را برايش آورد كه بعد از سه روز اول طعامى بود كه آن حضرت تناول مى فرمود. [٢] و اين گونه زندگى نه از تنگدستى بود، چون در همان روزگار بخشش و عطايش به صد شتر مى رسيد. [٣] هنگامى كه از دنيا رفت نه دينارى از او باقى ماند و نه درهمى و نه غلامى و نه كنيزى و نه گوسفندى و نه شترى، وزره آن حضرت نزد يكى از يهوديان مدينه در مقابل بيست صاع جو - كه براى قوت اهلش نسيه خريده بود - گرو بود. [٤] در دو نكته بايد تأمل كرد: ١ - ترديدى نيست كه با موقعيت آن حضرت و امانت او كسى از او گرو نمى خواست، ولى نظر اين است كه با عدم كتابت دين، قانون رهن كه وثيقهء مال غير است حتى از بالاترين شخصيت اسلام در مورد يهودى هم مراعات شود.
٢ - كسى كه لذيذترين اطعمه براى او فراهم بود، به جهت اين كه قوت و غذاى او از ضعيف ترين افراد تحت حكومتش بهتر نباشد، تا آخر زندگى از نان جو سير نشد.
و نمونهء ايثار آن حضرت اين است كه دخترى كه كتب عامه و خاصه مشحون به فضايل اوست، و آياتى از كتاب مجيد - همچون آيهء مباهله [٥] و آيهء تطهير - [٦] و احاديثى از سنت - مانند حديث كساء [٧] و عنوان " سيدة نساء اهل
[١] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٤٣.
[٢] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٥.
[٣] من لا يحضره الفقيه، جلد ٢، صفحهء ١٥٣.
[٤] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢١٩.
[٥] سوره ء آل عمران، آيهء ٦١.
[٦] سوره ء احزاب، آيهء ٣٣.
[٧] الاصابة في تمييز الصحابة، جلد ٢، صفحهء ٥٠٩
تفسير الطبرى، جلد ٢٢، صفحهء ٦، ذيل آيهء تطهير
المستدرك على الصحيحين، جلد ٢، صفحهء ٤١٦
تفسير القرطبي، جلد ١٤، صفحهء ١٨٣
مسند احمد حنبل، جلد ٦، صفحهء ٢٩٨ و صفحهء ٣٢٣ و كتب ديگر عامه.
كافي جلد ١، صفحهء ٢٨٧
الخصال، صفحهء ٥٥٠ و كتب ديگر خاصه.