توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ١٦٠
آن پسر به عربى فصيح فرمود: " انا بقية الله في ارضه والمنتقم من اعدائه " - من بقية الله هستم در زمين خدا و انتقام گيرنده ام از دشمنان خدا - اى احمد بن اسحاق بعد از ديدن، طلب اثر مكن.
پس احمد بن اسحاق گفت: بيرون آمدم مسرور و شادمان، فرداى آن روز برگشتم نزد آن حضرت گفتم: يا بن رسول الله، خشنودى من به منتى كه بر من نهادى بزرگ شد، پس چيست سنتى كه در اين پسر از خضر وذى القرنين جريان دارد؟ فرمود: طولانى شدن غيبت، يا احمد.
گفتم: يا بن رسول الله هر آينه غيبت اين پسر طولانى مى شود؟ فرمود: بلى به پروردگارم قسم، تا زمانى كه بيشتر قائلين به اين امر، از اين امر برگردند، و باقى نماند مگر كسى كه خداوند عز وجل از او عهد گرفته براى ولايت ما، و ايمان را در دل او نوشته، و او را به روحى از خودش مؤيد كرده است، يا احمد بن اسحاق، اين امرى است از امر خدا، و سرى است از سر خدا، و غيبى است از غيب خدا، پس بگير آنچه دادم به تو و آن را كتمان كن و از شاكرين باش كه فردا در عليين با ما خواهى بود ". [١] ٤ - ظهور آن حضرت به روايتى كه عامه و خاصه نقل كرده اند از كنار خانهء خداست، و جبرائيل از يمين او و ميكائيل از يسار اوست، و چون ملكى كه واسطهء افاضهء علوم و معارف الهيه كه حوايج معنوى انسان است جبرائيل است، و ملكى كه واسطهء افاضهء ارزاق و حوايج مادى آدمى است ميكائيل است، كليد خزينهء علوم و ارزاق در اختيار آن حضرت است [٢]، و با صورتى ظهور مى كند كه در روايات عامه و خاصه، آن رخساره به كوكب درى [٣] تشبيه شده است، و
[١] كمال الدين و تمام النعمة، صفحهء ٣٨٤ وينابيع المودة، صفحهء ٤٥٨
[٢] عقد الدرر الباب الخامس وفصل اول الباب الرابع، صفحهء ٦٥
[٣] فيض القدير، جلد ٦، صفحهء ٢٧٩، رقم ٩٢٤٥
كنز العمال، جلد ١٤، صفحهء ٢٦٤، رقم ٣٨٦٦٦
ينابيع المودة، صفحهء ٤٣٣ و ٤٦٩ و كتب ديگر عامه
بحار الانوار، جلد ٣٦، صفحهء ٢١٧، ٢٢٢ وجلد ٥١، صفحهء ٨٠ و موارد و كتب ديگر خاصه.