توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٨٢
عن ذكرنا واتبع هواه وكان أمره فرطا). [١] پهلوى خود نشاند، كه در نتيجه امارت مدائن به او محول شد.
و فواصل نژادى را چنان از ميان برد كه غلام سياهى را مؤذن خود قرار داد، و وقتى به آن حضرت پيشنهاد كردند كه هر دستورى دادى پذيرفتيم، ولى تحمل بانگ اين كلاغ سياه را نداريم، جوابش اين بود [٢] (يأيها الناس إنا خلقنكم من ذكر وأنثى وجعلنكم شعوبا وقبآئل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقيكم إن الله عليم خبير). [٣] درخت برومندى كاشت كه ريشهء آن علم و معرفت، و بدنهء آن اعتقاد به مبدأ و معاد، و شاخهء آن ملكات حميده و اخلاق فاضله، و شكوفهء آن تقوى و پرهيزكارى، وثمره ء آن گفتار محكم و سنجيده و كردار پسنديده بود (ألم تركيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها في السمآء تؤتى أكلها كل حين بإذن ربها). [٤] با اين تعليم و تربيت درخت انسانيت را به ثمر رساند، و از آن درخت شاه ميوه اى مانند على بن ابى طالب (عليه السلام) به بشريت تحويل داد كه از دائرة المعارف فضايل علمى و عملى او همين چند سطر بس است كه تا زمانى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) حيات داشت، ادبش اقتضاى اظهار علم و عرفان نمى كرد، و همچون ماهى تحت الشعاع آفتاب بود، و بعد از آن حضرت هم در محاق اختناق از نور افشانى باز مانده بود، و در مدت پنج سال - تقريبا - با ابتلاء به فتنهء جنگهاى خانمانسوزى چون جنگ جمل و صفين و نهروان، فرصت اندكى كه پيش آمد، اگر بر كرسى سخن نشست گفتارش به نقل ابن ابى الحديد معتزلى دون كلام
[١] سوره ء كهف، آيهء ٢٨ (و شكيبا ساز خويش را با آنان كه مى خوانند پروردگار خود را هنگام صبح و عشا، مى خواهند
روى او را و بر مگردان چشمان خود را از ايشان كه بخواهى زيور زندگانى دنيا را و فرمان مبر آن را كه غافل كرديم
دلش را از ياد ما و پيروى كرد هواى خويش را و كار او از دست رفته شد)
[٢] مجمع البيان، جلد ٥، صفحهء ١٣٦.
[٣] سوره ء حجرات، آيهء ١٣ (اى مردم همانا ما آفريديم شما را از نرى و ماده اى و گردانيديم شما را شاخه هايى و
تيره هايى تا يكديگر را بشناسيد، همانا گرامى ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست)
[٤] سوره ء ابراهيم، آيهء ٢٤، ٢٥ (آيا نديدى چگونه خداوند مثلى بر زد، كلمه اى پاك مانند درختى است پاك، بنش بر جا
و شاخ و برگش در آسمان، مى دهد خوراك خود را هرگاه " هميشه " به اذن پروردگار خويش)