توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٨٨
و از ترس آتشش عبادت نمى كرد، بلكه به جهت اهليت او براى عبادت به بندگيش قيام مى كرد. [١] پيغمبر اسلام همچنان كه خود فرمود: " انا أديب الله وعلى أديبى " [٢] بشريت را به تربيت چنين انسانى به كمال آدميت رساند كه صلابت ميدان نبرد را - كه تاريخ مانند آن صلابت را نديده - با رقت قلبى كه چهره ء افسرده ء يتيمى اشك او را جارى و نالهء جگر سوز او را بلند مى كند به هم آميخته، و او را به آزادگى وحريتى رسانده كه از قيد تمام مصالح و منافع محدود دنيوى و نامحدود اخروى رسته، و تنها رشتهء عبوديت و بندگى خداوند عالم را، آن هم نه براى سود خود، بلكه براى اهليت او به گردن انداخته، و بين حريت و عبوديتى جمع كرده كه مقصد نهايى از خلقت انسان و جهان است، چنان رضا و غضب خود را در رضا و غضب خالق خويش فانى كرده كه خوابيدن به جاى رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) در ليلة المبيت [٣] وضربت بهتر از عبادت ثقلين در روز خندق [٤] گواه آن است.
آرى باغبانى كه در شوره زار جزيرة العرب در ظرف چند سال محدود با آن همه ابتلا چنان امتى به وجود آورد و چنين شاه ميوه اى از درخت آدميت به دنيا نشان داد، مى تواند بگويد: من بزرگترين باغبان بوستان انسانيتم.
آيا عقل و انصاف ايجاب نمى كند - با صرف نظر از معجزاتى كه در اين مقدمه مجال ذكر آنها نيست - فقط با اين نمونهء علمى و عملى كه مختصرى از آن ذكر شد، انسان وارستهء از تعصب و هوى ايمان بياورد كه چنين آيينى مى تواند بشريت را به منتها درجهء كمال برساند؟! و آيا آنچه عقل و فطرت آدمى از دين از جهت علمى و عملى انتظار دارد در اين دين و آيين نيست؟! آيا برتر و بالاتر از اين تعليم و تربيت براى پرورش انسان از نظر شخصى و اجتماعى تعليم و تربيتى هست؟!
[١] عوالى اللئالى، جلد ١، صفحهء ٤٠٤.
[٢] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٣١ (من ادب شده ء خدايم وعلى ادب شده ء من)
[٣] بحار الانوار، جلد ٣٦، صفحهء ٤٠.
[٤] بحار الانوار، جلد ٣٩، صفحهء ٢.