توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ١٥٠
الناس من الظلمت إلى النور) [١] و حصول چنين منظورى ممكن نيست مگر به وسيلهء وجود انسانى كه خود از تمام ظلمات رسته، و افكار و اخلاق و اعمال او سراسر نور باشد، و اين همان امام معصوم است.
و اگر چنين انسانى نباشد تعلم كتاب و حكمت و قيام به قسط در امت چگونه ميسر مى شود؟ و قرآنى كه براى رفع اختلاف آمده، از ناحيهء افكار خطا كار و نفوس اسير هواها و هوسها، خود وسيله و ابزار اختلاف مى گردد.
آيا خداوندى كه در خلقت انسان، براى مراعات احسن تقويم، از نقش ابرو براى صورت او فرو گذار نكرده، ممكن است كتابى به منظور مذكور بفرستد و غرض از ارسال رسل و انزال كتب را كه تصوير سيرت انسان در احسن تقويم است باطل كند؟! با توجه به آنچه گذشت روشن مى شود نكتهء كلام رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) - كه در كتب عامه روايت شده " من مات به غير امام مات ميتة جاهلية " [٢] و آنچه در كتب خاصه به مضامين متعدد از ائمهء معصومين (عليهم السلام) وارد شده، مثل كتاب حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام) به مأمون در شرايع دين " وان الارض لاتخلو من حجة الله تعالى على خلقه في كل عصر واوان، وانهم العروة الوثقى " الى ان قال: " و من مات و لم يعرفهم مات ميتة جاهلية ". [٣] اكنون كه تأثير وجود چنين شخصيتى در اكمال دين و اتمام نعمت هدايت روشن شد، اگر خدا دين خود را به نبود او ناقص بگذارد، يا در اثر عدم امكان وجود اوست، يا در اثر عدم قدرت و يا عدم حكمت خداست، و با وضوح بطلان هر سه، ضرورت وجود او ثابت مى شود.
[١] سوره ء ابراهيم، آيهء ١ (كتابى است كه نازل كرديم آن را به سوى تو تا بيرون بياورى مردم را از ظلمات به سوى نور)
[٢] (كسى كه بميرد و نشناسد امام زمان خود را به مرگ جاهليت مرده است) المعجم الكبير، جلد ١٩، صفحهء ٣٨٨
مسند الشاميين، جلد ٢، صفحهء ٤٣٧
مسند امام احمد بن حنبل، جلد ٤، صفحهء ٩٦ و كتب ديگر
[٣] عيون اخبار الرضا (عليه السلام)، جلد ٢، صفحهء ١٢٢ (و به تحقيق زمين خالى نمى ماند از حجت خداوند تعالى بر خلق او
در هر عصرى و زمانى، و آنها هستند رشتهء محكم - تا آن جا كه فرمود - و هر كس بميرد و نشناسد آنان را به مرگ
جاهليت مرده است)