توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ١١٢
كافى است: (يس - والقرءان الحكيم) [١]، (ق والقرءان المجيد) [٢]، (إنه لقرءان كريم - في كتب مكنون - لا يمسه إلا المطهرون) [٣]، (لو أنزلنا هذا القرءان على جبل لرأيته خشعا متصدعا من خشية الله وتلك الامثل نضربها للناس لعلهم يتفكرون). [٤] وصف عترت به همان صفتى كه وصف قرآن است مبين اين است كه عترت در كلام رسول عدل قرآن و شريك وحى است.
همسنگ بودن عترت با قرآن در بيان پيغمبر خاتم كه ميزان حقيقت است، ممكن نيست مگر اين كه آن عترت در (تبينا لكل شئ) [٥] شريك علم، و در (لا يأتيه البطل من بين يديه ولا من خلفه) [٦] شريك عصمت قرآن باشد.
٢ - جملهء " فانهما لن يتفرقا " دلالت بر تلازم و عدم تفكيك قرآن و عترت دارد، كه هر يك از ديگرى جدايى پذير نيست، زيرا قرآن كتابى است كه براى همهء افراد بشر با ظرفيتها و قابليتهاى مختلف نازل شده است، و عبارات آن براى عوام و اشارات آن براى علما و لطايف آن براى اوليا و حقايق آن براى انبيا است، و پست ترين افراد نوع بشر - كه همت آنها تأمين حوايج مادى است - تا بالاترين افراد - كه اضطراب روحى آنان جز با اطمينان به ذكر الله رفع نمى شود، و گمشدهء آنان اسماى حسنى و امثال عليا و تحمل اسم اعظم است - بايد از هدايت آن بهرهمند شوند.
و اين كتاب همانند آفتابى است كه سرما خورده به حرارت آن خود را گرم مى كند، و زارع پرورش زراعتش را از آن مى خواهد، و دانشمند طبيعى تجزيهء اشعهء آن وآثار آنها را در پرورش معادن و نباتات جستجو مى كند، و عالم الهى به تأثير خورشيد در زمين و مواليد آن نظر كرده و در سنن و قوانينى كه در طلوع و
[١] سوره ء يس، آيهء ١، ٢ (يس، سوگند به قرآن حكيم)
[٢] سوره ء ق، آيهء ١ (ق، سوگند به قرآن مجيد)
[٣] سوره ء واقعه، آيهء ٧٧ و ٧٨ و ٧٩ (همانا آن است قرآنى كريم، در كتابى پوشيده، مس نكنند آن را به جز پاك شدگان)
[٤] سوره ء حشر، آيهء ٢١ (اگر نازل مى كرديم اين قرآن را بر كوهى هر آينه مى ديدى آن را خاشع از هم پاشيده از ترس
خدا و اين مثلها را مىزنيم براى مردم شايد تفكر كنند)
[٥] سوره ء نحل، آيهء ٨٩ (بيان كننده اى براى همه چيز)
[٦] سوره ء فصلت، آيهء ٤٢ (نيايد او را باطل از پيش رويش و نه از پشت سرش)