توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٨٥
كرباس بخرد و آن را كه بهتر است به نوكر بپوشاند كه غريزه ء زينت طلبى جوان تأمين شود، و جامهء پست تر را خود بپوشد. [١] با آن كه خزاين سيم وزر در اختيارش بود، فرمود: " والله لقد رقعت مدرعتى هذه حتى استحييت من راقعها ". [٢] غنيمتى خدمت آن حضرت آوردند كه بر آن غنيمت گرده ء نانى بود، و كوفه هفت محله داشت، آن غنيمت را با گرده ء نان هفت قسمت كرد، مقسم هر محلى را خواست و قسمتى از آن غنيمت را با قسمتى از آن نان به آن مقسم داد، [٣] و در هر تقسيم غنيمتى بعد از قسمت دو ركعت نماز مى خواند و مى فرمود: " الحمدلله الذى اخرجنى منه كما دخلته ". [٤] و در روزگار حكومتش شمشيرش را در بازار به فروش گذاشت، و فرمود: به خدايى كه جان على در يد اوست، اگر بهاى ازارى مى داشتم اين شمشير را نمى فروختم. [٥] در هر روزى كه مصيبتى به آن حضرت مى رسيد، آن روز هزار ركعت نماز مى خواند و بر شصت مسكين تصدق مى كرد و تا سه روز روزه مى گرفت. [٦] هزار بنده با كد يمين و عرق جبين آزاد كرد، [٧] و هنگامى كه از دنيا رفت هشتصد هزار درهم مقروض بود. [٨] شبى كه براى افطار به خانهء دختر خود مهمان بود، بر سر سفره ء دختر فرمانرواى آن كشور پهناور، قوتى به جز نان جوى و نمك و كاسهء شيرى نبود، به نان جو و نمك افطار كرد و لب به شير نزد كه مبادا سفره ء او رنگين تر از سفره ء رعيت او باشد. [٩]
[١] بحار الانوار، جلد ٤٠، صفحهء ٣٢٤.
[٢] نهج البلاغه، خطبهء ١٦٠ (به خدا قسم جبهء خود را آن قدر وصله زدم تا از وصله زننده ء آن حيا كردم)
[٣] حلية الاولياء، جلد ٧، صفحهء ٣٠٠.
[٤] بحار الانوار، جلد ٤٠، صفحهء ٣٢١ (حمد براى خداوندى است كه خارج كرد مرا ز آن آن طور كه داخل شده بودم)
[٥] بحار الانوار، جلد ٤١، صفحهء ٤٣.
[٦] بحار الانوار، جلد ٤١، صفحهء ١٣٢.
[٧] بحار الانوار، جلد ٤١، صفحهء ٤٣.
[٨] بحار الانوار، جلد ٤٠، صفحهء ٣٣٨.
[٩] بحار الانوار، جلد ٤٢، صفحهء ٢٧٦.