توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٩٥
فرمود: پروردگار من مرا مبعوث نكرده كه ظلم كنم، چون روز بلند شد، يهودى گفت: اشهدان لا إله الا الله و اشهد ان محمدا عبده ورسوله، و قسمتى از مالم را در راه خدا دادم، به خدا قسم كه اين رفتار را با تو نكردم مگر براى آن كه صفت تو را در تورات ببينيم. [١] عقبة بن علقمه گفت: بر على (عليه السلام) وارد شدم، در مقابل آن حضرت نان خشكى بود، گفت: يا أمير المؤمنين آيا غذاى تو اين است؟ فرمود: رسول خدا نانش خشك تر از اين و لباسش خشن تر از اين بود، اگر به رفتار او رفتار نكنم مى ترسم به او ملحق نشوم. [٢] از امام على بن الحسين زين العابدين (عليه السلام) پرسيدند از نسبت عبادتش به عبادت جدش أمير المؤمنين، فرمود: عبادت من نزد عبادت جدم مانند عبادت جدم نزد عبادت رسول خداست. [٣] در پايان زندگى هم به عفو و بخشش از قاتل خود تخلق خود را به خلق الهى كه ظهور رحمت رحمانيهء خداست نشان داد [٤] (ومآ أرسلنك إلا رحمة للعالمين) [٥]، چنين كسى مى تواند بگويد " انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق " [٦].
شرح فضايل اخلاقى او كجا ميسر است با آن كه خداوند عظيم فرمود: (وإنك لعلى خلق عظيم). [٧] تنها مطالعه در زندگانى و اخلاق و سجاياى آن حضرت كفايت مى كند كه هر منصفى به نبوت او ايمان بياورد (يأيها النبى إنآ أرسلنك شاهدا ومبشرا ونذيرا وداعيا إلى الله بإذنه وسراجا منيرا). [٨]
[١] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢١٦.
[٢] بحار الانوار، جلد ٤٠، صفحهء ٣٣١.
[٣] بحار الانوار، جلد ٤١، صفحهء ١٤٩.
[٤] الكافي، جلد ٢، صفحهء ١٠٨، كتاب الايمان والكفر، باب العفو، حديث ٩.
[٥] سوره ء انبيا، آيهء ١٠٧ (و نفرستاديم تو را مگر رحمت براى جهانيان)
[٦] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢١٠ (مبعوث شدم براى اين كه تمام كنم مكارم اخلاق را)
[٧] سوره ء قلم، آيهء ٤ (و همانا تو بر خلق بزرگى هستى)
[٨] سوره ء احزاب، آيهء ٤٥ و ٤٦ (اى پيغمبر ما فرستاديم تو را گواه و بشارت دهنده، و ترساننده و دعوت كننده به سوى
خداوند به اذن او و چراغى نور افشان)