توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٩٣
و نمونه اى از رفتار و اخلاقش اين است كه: روى خاك مى نشست [١] و با بردگان غذا مى خورد، و به كودكان سلام مى كرد. [٢] زن صحرا نشينى بر آن حضرت گذشت، ديد روى خاك نشسته و غذا ميل مى كند، گفت: يا محمد: خوراك تو مانند خوراك بنده است و نشستنت همچون نشستن بنده است فرمود: كدام بنده از من بنده تر است. [٣] جامهء خود را به دست خود وصله مى زد، [٤] گوسفند خود را خود مىدوشيد، [٥] دعوت آزاد و بنده را اجابت مى كرد. [٦] اگر مريضى در آخر مدينه بود به عيادتش مى رفت. [٧] همنشين با فقيران و همسفره با مسكينان بود. [٨] همانند بندگان غذا مى خورد و همانند بندگان مى نشست. [٩] هر كس دستش را مى گرفت تا گيرنده دستش را رها نمى كرد، دست خود را نمى كشيد. [١٠] در مجلسى كه وارد مى شد به هر جا مجلس منتهى شده بود، همان جا مى نشست، [١١] و چشم به صورت كسى نمى دوخت. [١٢] و در تمام عمر جز براى خدا به كسى غضب نكرد. [١٣] زنى با آن حضرت سخن مى گفت، لرزه بر اندام زن افتاد، به او فرمود: آسان باشد بر تو، من ملك - پادشاه - نيستم، من پسر زنى هستم كه گوشت خشكيده مى خورد. [١٤] انس بن مالك گفت: نه سال خادم آن حضرت بودم، هرگز نگفت: چرا چنين
[١] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٢.
[٢] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢١٥.
[٣] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٥.
[٤] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٧.
[٥] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٧.
[٦] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٧.
[٧] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٨.
[٨] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٨.
[٩] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٥.
[١٠] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٨.
[١١] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٨.
[١٢] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٧.
[١٣] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٧.
[١٤] بحار الانوار، جلد ١٦، صفحهء ٢٢٩.