توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٧٢
است كه موجود محتاج به طعامى كه مجذوب و مدفوع است شايستهء عبادت نيست.
ب: اعتقاد به اين كه عيسى كلمه بود، و كلمه خدا بود و آن كلمه كه خدا بود در اين جهان آمد و جسم شد، و نان شد، و با گوشت و خون پيروان خود متحد شد، و نخستين معجزه اى كه از او سر زد، آن بود كه آب را شراب كرد، و كسى كه براى تكميل عقول آمده، اعجاز او موجب مستى و زوال عقل شد، آيا با كدام عقل و منطق سازگار است؟! ج: از طرفى عيسى را خدا دانستند، و از طرفى در كتاب دوم سموئيل باب يازدهم نسبت زنا با زن شوهردار به داوود پيغمبر دادند، كه داوود با آن زن زنا كرد و زن از او آبستن شد، سپس شوهر او را به جنگ فرستاد و به فرمانده ء سپاه نوشت كه شوهر آن زن را در مقدمهء جنگ سخت بگذاريد، و از عقبش پس برويد، تا زده شده بميرد، و به اين وسيله زن او را به خانهء خود آورد، و نسب عيسى را در انجيل متى باب اول به اين ازدواج رساندند، و داوود پيغمبر و صاحب كتاب زبور را به چنين جنايتى متهم كردند.
هدايت قرآن بود كه خداوند عالم را از اين اوهام تنزيه، و اعتقاد به عيسى بن مريم را از تفريط كسانى كه او را فرزند زنا دانستند، و افراط كسانى كه او را فرزند خدا دانستند تقديس كرد، و فرمود: (واذكر في الكتب مريم إذ انتبذت من أهلها مكانا شرقيا) [١]، تا آن جا كه فرمود: (قال إنى عبد الله ءاتنى الكتب وجعلنى نبيا) [٢] و قداست داوود را به آن جا رساند كه فرمود: (يداود إنا جعلنك خليفة في الارض) [٣] و به پيغمبر خاتم فرمود: (إصبر على ما يقولون واذكر عبدنا داود ذا الايد إنه أواب). [٤]
[١] سوره ء مريم، آيهء ١٦ (و ياد كن در كتاب مريم را آنگاه كه مكانى دور از اهل خود در ناحيهء شرقى بر گرفت)
[٢] سوره ء مريم، آيهء ٣٠ (گفت همانا من بنده ء خدا هستم داد مرا كتاب و قرار داد مرا پيغمبر)
[٣] سوره ء ص، آيه ٢٦ (اى داوود همانا ما تو را در زمين خليفه قرار داديم)
[٤] سوره ء ص، آيهء ١٧ (صبر كن بر آنچه مى گويند و ياد كن بنده ء ما را داوود صاحب قدرت، كه همانا او بسيار رجوع
كننده به ما بود)