توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٦٨٧
احكام متفرقهء طلاق مسأله ٢٦٠٠ - اگر با زن نامحرمى به گمان اين كه همسر اوست نزديكى كند - چه زن بداند كه او شوهرش نيست، يا گمان كند شوهرش مى باشد - بايد عده نگه دارد.
مسأله ٢٦٠١ - اگر با زنى كه مى داند همسرش نيست زنا كند - چه زن بداند كه آن مرد شوهرش نيست، يا گمان كند شوهرش مى باشد - عده ندارد.
مسأله ٢٦٠٢ - اگر مردى زنى را گول بزند كه از شوهرش طلاق بگيرد و زن او شود، طلاق و عقد صحيح است، ولى هر دو معصيت بزرگى كرده اند.
مسأله ٢٦٠٣ - هرگاه زن در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر شوهر مسافرت نمايد يا مثلا شش ماه به او خرجى ندهد، اختيار طلاق با او باشد، اين شرط باطل است، ولى چنانچه شرط كند كه اگر مرد مسافرت كند يا مثلا شش ماه خرجى ندهد، از طرف او براى طلاق خود وكيل باشد، و طلاق مشروط باشد نه وكالت، شرط صحيح است، و در صورتى كه شرط حاصل شود و خود را طلاق دهد، طلاق صحيح است.
مسأله ٢٦٠٤ - زنى كه شوهرش گم شده، اگر بخواهد به ديگرى شوهر كند بايد نزد مجتهد عادل برود و به دستور او عمل نمايد.
مسأله ٢٦٠٥ - پدر و جد پدرى ديوانهء دائمى مى توانند زن او را با وجود مصلحت طلاق بدهند.
مسأله ٢٦٠٦ - پدر و جد پدرى نمى توانند زن دائمى طفل خود را طلاق بدهند، و اگر پدر يا جد پدرى براى طفل خود زنى را متعه كند، اگرچه مقدارى از زمان تكليف بچه جزء مدت متعه باشد - مثلا براى پسر چهارده سالهء خودش زنى را دو ساله متعه كند - چنانچه صلاح بچه باشد مى توانند مدت آن زن را ببخشند.
مسأله ٢٦٠٧ - اگر عدالت دو نفر به طريقى كه در شرع معين شده براى مرد ثابت شود، و زن خود را پيش آنان طلاق دهد، ديگرى كه عدالت آنان نزدش ثابت