توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٦١
عند الله و ما عند الناس روشن مى كند.
وجملهء " وكان ذلك الصانع حكيما " ووصف انبيا به " حكماء مؤدبين بالحكمة، مبعوثين بها " مبين اين است كه علت فاعلى و علت غايى نبوت، حكمت، و حد وسط بين مبدأ ومنتها هم حكمت است (يسبح لله ما في السموت و ما في الارض الملك القدوس العزيز الحكيم هو الذى بعث في الامين رسولا منهم يتلوا عليهم ءايته ويزكيهم ويعلمهم الكتب والحكمة وإن كانوا من قبل لفى ضلال مبين). [١] و مباحث گرانبهاى ديگرى در اشارات و لطايف كلام امام است كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آنها صرف نظر مى شود.
و نيز امام هشتم (عليه السلام) در بحث نبوت فرمود: " فان قال: فلم وجب عليهم معرفة الرسل والإقرار بهم والاذعان لهم بالطاعة؟ قيل: لانه لما لم يكن في خلقهم وقولهم و قواهم ما يكملون لمصالحهم وكان الصانع متعاليا عن ان يرى، وكان ضعفهم وعجزهم عن ادراكه ظاهرا لم يكن بد من رسول بينه وبينهم معصوم يؤدى اليهم امره ونهيه و ادبه ويقفهم على ما يكون به احراز منافعهم ودفع مضارهم اذ لم يكن في خلقهم ما يعرفون به ما يحتاجون اليه من منافعهم ومضارهم ". [٢] نبوت خاصه چون رسالت پيغمبر خاتم رسالتى است براى هر زمان و آن حضرت خاتم
[١] سوره ء جمعه، آيهء ١، ٢ (تسبيح مى گويد براى خدا آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، خداوندى كه ملك است
و قدوس و عزيز و حكيم، اوست آن كسى كه برانگيخت در مردمى امى و بى سواد پيغمبرى از خودشان كه بر آنها
آيات خدا را تلاوت كند، و آنها را پاكيزه كند، و به آنها كتاب و حكمت را بياموزد، اگر چه قبل از آن در گمراهى
آشكار بودند)
[٢] بحار الانوار، جلد ٦، صفحهء ٥٩ (امام در اين حديث در علت وجوب معرفت فرستادگان خدا و اقرار به آنان و
اذعان به طاعت براى ايشان چنين فرمود: چون كه در خلقت خلق و قواى آنان وسيلهء رسيدن به مصالحشان نبود و
آفريدگار آنان هم متعالى از اين بود كه ديده شود، و ضعف و عجز آنان از ادراك خداوند ظاهر بود، چاره اى نبود جز
اين كه بين او و بين آنان رسول معصومى باشد كه امر و نهى و ادب خداوند متعال را به آنان برساند، و آنان را بر آنچه
به آن منافعشان احراز و مضارشان دفع مى شود واقف نمايد، چون در آفرينششان وسيلهء معرفت منافعى كه مورد
حاجت آنان است، و آنچه به ضرر آنها است نبود)