توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٥٤
را هم كه عوامل به ثمر رسيدن دانه در آنهاست آفريده، و اگر به نطفهء انسان استعداد اعضا و جوارح مختلف داده، رحم مادر را براى فعليت آن استعداد خلق كرده، آيا چگونه ممكن است بذر عقل را كه ثمرش علم و عمل است و لطيفهء روح را بيآفريند كه استعداد رسيدن به كمال علمى و خلقى و عملى و معرفة الله بالله را دارد، و وسايل به ثمر رسيدن بذر عقل و فعليت استعداد روح انسان را مهيا نكند، و او را به مقصود از خلقتش هدايت ننمايد؟! مگر ممكن است قانون (اعطى كل شئ خلقه ثم هدى) [١] در مورد انسان تخصيص بخورد؟! به اين جهت ضرورت وجود هدايت الهى براى رسيدن انسان به هدف از خلقت روشن مى شود.
دوم: انسان به مقتضاى فطرت خود در جستجوى سازنده و آفريننده ء خويش است و مى خواهد بداند كيست كه بعد از عدم او را به وجود آورده، و اين قوا و اعضا و جوارح را به او داده، و او را بر سر خوان نعمت خود نشانده تا وظيفهء عقلى خود را كه شكر آن منعم حقيقى است انجام دهد.
از طرفى ساحت قدس او را اجل و اعلا مى بيند كه خود با آن كه سرا پا جهل است و خطا، و هوس است و هوى، با خداوندى كه خالق حس و محسوس و وهم وموهوم و عقل و معقول است و عظمت جمال و كمال او لايتناهى است و سبوح و قدوس از تمام نقايص وقبايح است، رابطهء سؤال و جواب براى حل مشكل خود بر قرار كند، به اين جهت وجود واسطه اى لازم است كه با داشتن صورت انسانى - كه لازمهء ارتباط با خلق است - داراى عقلى منزه از خطا و نفسى مقدس از هوى و سيرتى الهى - كه به قانون تناسب فاعل و قابل لازمهء ارتباط با خالق است - باشد، تا شايستهء آن گردد كه به نور وحى منور، و ابواب معارف الهيه را به روى بشر بگشايد، و او را از تفريط تعطيل عقل از معرفت حق سبحانه و
[١] سوره ء طه، آيهء ٥٠ (به هر چيزى آفرينش آن را داد پس هدايت كرد)