توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٤٩
عدل براى اثبات عدل خداوند متعال ادلهء متعددى است كه قسمتى از آنها ذكر مى شود: ١ - هر انسانى هر چند به دين و آيينى مقيد نباشد، به حسب فطرت خود، حسن و خوبى عدل و زشتى و بدى ظلم را درك مى كند، حتى اگر به ظالم نسبت ظلم بدهند، از اين نسبت متنفر، و اگر او را عادل بخوانند شاد و مسرور مى شود، ستم كارى كه تحت تأثير شهوت و غضب، تمام همتش رسيدن به هوسهاى نفسانى است، اگر سر و كارش به محكمه بيفتد و قاضى به ملاحظهء زور وزر او حق صاحب حقى را كه خصم آن ظالم است پايمال كند و به نفع آن ستم كار حكم كند، هر چند حكم قاضى موجب خشنودى اوست، ولى عقل و فطرت وى زشتى حكم و پستى حاكم را مى يابد، و بر عكس اگر قاضى تحت تأثير آن زور وزر قرار نگيرد، و حق و عدالت را مراعات كند، ستمگر از او ناراضى است، ولى فطرت او شخص قاضى و قضاوت او را به ديده ء احترام و تحسين مىنگرد.
پس چگونه ممكن است خداوندى كه بدى ظلم و خوبى عدل را در فطرت انسان نهاده، كه او را به زيور عدل آراسته و از آلودگى به ظلم وارسته كند، و به مقتضاى (إن الله يأمر بالعدل والاحسن) [١] و (قل أمر ربى بالقسط) [٢] و (يداود إنا جعلنك خليفة في الارض فاحكم بين الناس بالحق ولاتتبع الهوى) [٣]
[١] سوره ء نحل، آيهء ٩٠ (همانا خداوند أمر مى كند به عدل و احسان)
[٢] سوره ء اعراف، آيهء ٢٩ (بگو أمر كرده است پروردگار من به قسط)
[٣] سوره ء ص، آيهء ٢٦ (اى داود ما تو را در زمين خليفه قرار داديم پس حكم كن بين مردمان به حق و پيروى مكن هوى را)