توضيح المسائل - وحيد خراسانى، حسين - الصفحة ٢٣
٣ - اثر دين در زندگى شخصى: زندگى انسان متن و حاشيه و اصل و فرعى دارد، اصل و متن خود اوست، و حواشى و فروع، آنچه به او تعلق دارد، مانند مال، مقام، همسر، فرزند و بستگان.
حب ذات و علايق ذات، زندگى آدمى را با دو آفت غم واندوه، و نگرانى و ترس به هم آميخته، غم و غصه براى آنچه ندارد تا به او برسد، و ترس و نگرانى كه مبادا حوادث روزگار آنچه را دارد از او بگيرد.
ايمان به خدا هر دو آفت را ريشه كن مى كند، چون ايمان به خداوند عالم قادر حكيم و رحيم، او را وادار به انجام وظايفى مى كند كه براى او مقرر شده، و با انجام وظايف بندگى مى داند خداوند به عنايت حكمت و رحمت، او را به آنچه خير و سعادت اوست و اصل، و از آنچه مايهء شر و شقاوت اوست باز مى دارد.
بلكه با يافتن حقيقتى كه هر حقيقتى در برابر او مجاز است، و هر چه غير اوست سرابى است كه نمايش آب است، گمشده اى ندارد، و با ايمان به (ما عندكم ينفد و ما عند الله باق) [١] آنچه فانى و ناپايدار است براى او جاذبه اى ندارد كه از نداشتنش غمگين و از باختنش نگران باشد (ألا إن أوليآء الله لاخوف عليهم ولاهم يحزنون - الذين ءامنوا وكانوا يتقون - لهم البشرى في الحيوة الدنيا وفي الاخرة لا تبديل لكلمت الله ذلك هو الفوز العظيم). [٢] آنچه اعصاب آدمى را در اين زندگى فرسوده مى كند اضطرابها و هيجانهايى است كه از شادمانى ظفر به علايق مادى و افسردگى از نرسيدن به آنها حاصل مى شود، و لنگر ايمان است كه در طوفان اين امواج به مؤمن آرامش و اطمينان مى دهد (لكيلا تأسوا على ما فاتكم ولا تفرحوا بما ءاتكم) [٣]، (الذين ءامنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب). [٤]
[١] سوره ء نحل، آيهء ٩٦ (آنچه نزد شماست پايان يابد و آنچه نزد خداست پاينده است)
[٢] سوره ء يونس، آيهء ٦٢، ٦٣، ٦٤ (همانا اولياء الله نه ترسى بر آنان است و نه محزون مى شوند، آنها كسانى هستند كه
ايمان آوردند و پرهيزكارند، براى آنهاست بشارت در زندگى دنيا و آخرت، تبديلى براى كلمات خدا نيست، آن
همان رستگارى عظيم است)
[٣] سوره ء حديد، آيهء ٢٣ (تا دريغ نخوريد " اندوهگين نشويد " بر آنچه از شما فوت شده و نه شاد شويد بدانچه شما را آمده است)
[٤] سوره ء رعد، آيهء ٢٨ (آنان كه ايمان آوردند و مطمئن مى شود دلهاى آنان به ذكر خدا، آگاه باشيد كه به ياد خدا مطمئن مى شود دلها)