تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨ - ٣- ٣- مشركان اعتراف مىكنند كه اين معبودها را پرستش مىكردند
(وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ) [١] و در اين هنگام كه همه چيز همچون آفتاب روشن مىگردد" تمام دروغها و افتراهاى اين گروه بىخرد، گم و نابود مىشود (وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ).
هم نسبت دروغين شريك خدا بودن، محو و بى رنگ مىشود، و هم پندار شفاعت بتها در پيشگاه خدا، چرا كه به خوبى مىبينند، نه تنها كارى از بتها ساخته نيست، بلكه همانها آتشگيرههاى دوزخ مىشوند و به جان پرستش كنندگانشان مىافتند!
(الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما كانُوا يُفْسِدُونَ).
آنها هم بار مسئوليت خويش را بر دوش مىكشند و هم شريك جرم ديگران هستند، چرا كه عامل فساد در روى زمين و گمراهى خلق خدا، و مانع از پيمودن راه حق شدند.
تا كنون كرارا يادآور شدهايم كه از نظر منطق اجتماعى اسلام، هر كس سنت نيك و بدى بگذارد در تمام عمل عاملان به آن سنت شريك است، در حديث
[١] بعضى از مفسران مانند نويسنده محترم الميزان، احتمال دادهاند كه اظهار تسليم در اينجا فقط از ناحيه عابدان بوده باشد و نه بتها و جمله آخر آيه را گواه بر اين مطلب گرفتهاند.