تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - تفسير معاد و پايان گرفتن اختلافها
تعبير به" بلى" (آرى) و" حقا" و سپس ذكر وعده، آنهم وعدهاى كه بر خدا است همگى نشانه تاكيد و قطعيت مساله معاد است.
اصولا در مقابل كسى كه حقيقتى را با قاطعيت انكار مىكند بايد با قاطعيت سخن گفت، تا آثار سوء روانى آن نفى قاطع با اثبات قاطع بر چيده شود، و مخصوصا بايد روشن كرد كه اين نفى، از بىاطلاعى و نادانى است تا اثر خود را به كلى از دست دهد.
نخست مىگويد" خداوند مردگان را مبعوث مىكند تا براى همگان روشن سازد آنچه را كه در آن اختلاف داشتند" (لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ).
" و تا كسانى كه اين واقعيت را انكار كردند بدانند دروغ مىگفتند" (وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ).
چرا كه آن جهان، جهان كشف غطاء، و كنار رفتن پردهها، و آشكار شدن حقايق است، چنان كه در سوره ق آيه ٢٢ مىخوانيم: لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ:" به انسان گفته مىشود تو در غفلت از چنين روزى بودى، ولى ما پرده را از برابر ديدگانت بر داشتيم و امروز بسيار تيز بين هستى"! و در آيه ٩ سوره طارق مىخوانيم يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ:" رستاخيز روزى است كه اسرار درون آشكار مىگردد" و در آيه ٤٨ سوره ابراهيم مىخوانيم