تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠ - تفسير وظيفه پيامبران ابلاغ آشكار است
" و چيزى را بدون اذن او تحريم نمىنموديم" (وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ).
اين جمله اشاره به قسمتى از چهارپايانى است كه مشركان در عصر جاهليت، از پيش خود تحريم كرده بودند، و به خاطر آن شديدا مورد انتقاد از طرف پيامبر اسلام واقع شدند.
خلاصه اينكه آنها مىخواستند ادعا كنند كه آنچه ما انجام مىدهيم، از پرستش بتها، و حرام و حلال كردنها، همه مورد رضاى خدا است و بدون اذن او نيست.
اين سخن ممكن است به اين معنى باشد كه آنها عقيده به" جبر" داشتند، و همه چيز را بسته به فرمان سرنوشت مىدانستند (همانگونه كه بسيارى از مفسران فهميدهاند).
ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه آنها اين سخن را به خاطر اعتقاد به جبر نمىدانستند بلكه مىخواستند چنين استدلال كنند كه اگر اعمال ما مورد رضاى خدا نيست پس چرا قبلا پيامبرانى نفرستاده و از آن نهى نكرده است، چرا از همان روز اول به نياكان ما نگفت من به اين كار راضى نيستم، اين سكوت او دليل بر رضاى او است! اين تفسير با ذيل اين آيه و آيات بعد سازگارتر است.
لذا بلافاصله مىفرمايد:" پيشينيان آنها نيز همين كارها را انجام دادند (و به همين بهانهها متوسل شدند) ولى آيا پيامبران الهى وظيفهاى جز ابلاغ آشكار دارند؟" (كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ).
يعنى اولا اينكه مىگوئيد خداوند سكوت كرده هرگز سكوت نكرده است، و هر پيامبرى آمده آشكارا دعوت به توحيد و نفى شرك نموده است، ثانيا