تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - تفسير ميهمانان ناشناس؟
بود و اين بشارت به او نيز داده شد، چنان كه در آيه ٧١ سوره هود مىخوانيم:
وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ:" همسر او ايستاده بود، خنديد و ما او را بشارت به اسحاق داديم".
اين را نيز مىدانيم ساره مادر اسحاق است و ابراهيم قبلا از هاجر (همان كنيزى كه به همسرى انتخاب كرده بود) صاحب پسرى بنام اسماعيل شده بود.
" راستى به چه چيز مرا بشارت مىدهيد"؟ (فَبِمَ تُبَشِّرُونَ).
آيا به امر و فرمان خدا است اين بشارت شما يا از ناحيه خودتان؟ صريحا بگوئيد تا اطمينان بيشتر پيدا كنم! تعبير به" مَسَّنِيَ الْكِبَرُ" (پيرى مرا لمس كرده است) اشاره به اين است كه آثار پيرى از موى سپيدم، و از چينهاى صورتم، نمايان است، و آثار آن را در تمام وجود خود به خوبى لمس مىكنم.
ممكن است گفته شود كه ابراهيم از اين نظر آدم خوشسابقهاى بود چرا كه در همين سن پيرى فرزندش اسماعيل متولد شده بود، و با توجه به آن نبايد ديگر در مورد مولود جديد يعنى اسحاق تعجب كند، ولى بايد دانست كه اولا در ميان تولد اسماعيل و اسحاق به گفته بعضى از مفسران بيش از ده سال فاصله بود و با گذشتن ده سال آن هم در سن بالا، احتمال تولد فرزند بسيار كاهش مىيابد، ثانيا وقوع يك مورد بر خلاف موازين عادى كه ممكن است جنبه استثنايى داشته