تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢ - نقش باد و باران
شما نمىتوانيد اين ابرها كه منابع اصلى بارانند در اختيار بگيريد، و نيز ممكن است اشاره به ذخيره كردن باران بعد از نزولش باشد، يعنى شما نمىتوانيد حتى بعد از نزول باران آن را بمقدار زياد گرد آورى و حفظ كنيد، اين خدا است كه از طريق منجمد ساختن آنها در قله كوهها به صورت برف و يخ، و يا فرستادن آنها به اعماق زمين كه بعدا به صورت چشمهها و كاريزها و چاهها ظاهر مىشوند، آنها را گردآورى و ذخيره مىكند.
" مائيم كه زنده مىكنيم و مائيم كه ميميرانيم" (وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ).
" و وارث همه روى زمين و تمام اين جهان مائيم" (وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ).
اشاره به مساله حيات و مرگ كه در واقع مهمترين و قطعىترين مسائل است هم مىتواند مقدمه براى بحث معاد باشد و هم تكميلى براى بحث توحيد، چرا كه پديده حيات شگرفترين پديده عالم هستى است، و بررسى اين پديده به خوبى مىتواند ما را به آفريننده حيات آشنا سازد، اصولا نظام مرگ و زندگى نظامى است كه بدون اتكاء بر يك قدرت و علم بى پايان امكان پذير نيست.
از سوى ديگر وجود مرگ و زندگى خود دليل بر اين است كه موجودات اين عالم از خود چيزى ندارد و هر چه دارند از ناحيه ديگرى است، و سرانجام وارث همه آنها خدا است!.
بنا بر اين هم خود آنها و هم اعمالشان در برابر علم ما روشن و آشكارند، و از