تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢ - تفسير بازگشت كنندگان از اسلام (مرتدين)
مورد بحث هستند قبلا مشرك بودهاند و بعد مسلمان شدهاند، بنا بر اين" مرتد ملى" محسوب مىشوند نه" مرتد فطرى" [١]
" بياد آوريد روزى را كه هر كس در فكر خويشتن است و به دفاع از خود برمىخيزد" تا خود را از عذاب و مجازات دردناكش رهايى بخشد (يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها) [٢] گاهى گنهكاران براى نجات از چنگال عذاب، اعمال خلاف خود را به كلى منكر مىشوند و مىگويند: وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ:" به خدايى كه پروردگار ما است سوگند كه ما مشرك نبوديم" (سوره انعام آيه ٢٣) اما هنگامى كه مىبينند اين دروغ و دغلها كارگر نيست، سعى مىكنند گناه خود را به گردن رهبران گمراهشان بيندازند، مىگويند رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ:" خدايا اينها بودند كه ما را گمراه كردند، عذاب آنها را دو چندان كن" (و سهم عذاب ما را به آنها بده) (اعراف- ٣٨).
ولى اين دست و پاها بيهوده است و در آنجا" نتيجه اعمال هر كسى بى كم
[١] مرتد فطرى كسى است از پدر يا مادر مسلمان تولد يافته و پس از قبول اسلام از اسلام بازگشته است، ولى مرتد ملى به كسى گفته مىشود كه پدر و مادر او به هنگام انعقاد نطفهاش مسلمان نبودهاند، اما او بعدا اسلام را پذيرفته سپس از آن برگشته است.
[٢] در اينكه" يوم" تعلق به كدام فعل دارد، در ميان مفسران گفتگو است، بعضى آن را متعلق به فعل مقدر دانستهاند و گفتهاند در تقدير" ذكر هم يوم تاتى" بوده، و بعضى آن را به فعل" غفران" و" رحمت" كه از لَغَفُورٌ رَحِيمٌ در آيه قبل استفاده مىشود، متعلق دانستهاند (ولى ما در بيان تفسير بالا احتمال اول را به خاطر جامعيتش عملا ترجيح داديم).