تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨ - تفسير استحكام پيمانهاى شما دليل بر ايمان شماست!
انجام مىگيرد در اين جمله وارد است، بخصوص كه بعد از آن جمله" و قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا" (در حالى كه خدا را كفيل و ضامن قرار دادهايد) به عنوان تفسير و تاكيد آمده است.
نتيجه اينكه: جمله" أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ" خاص است و جمله" لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ" عام.
و از آنجا كه مساله وفاى به عهد، يكى از مهمترين پشتوانهها براى ثبات هر جامعه است در آيه بعد نيز با لحن توام با نوعى سرزنش و ملامت، آن را تعقيب كرده مىگويد:" شما همانند آن زنى نباشيد كه پشمها را تابيده اما پس از آن همه را وا مىتابيد" (وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً [١] اشاره به داستان زنى است از قريش بنام" رايطه" در زمان جاهليت كه از صبح تا نيم روز، خود و كنيزانش، پشمها و موهايى را كه در اختيار داشتند مىتابيدند، و پس از آن دستور مىداد همه آنها را واتابند و به همين جهت به عنوان" حمقاء" (زن احمق) در ميان عرب، معروف شده بود.
اين كار مخصوصا از اين نظر كه پشم بر اثر تابيدن، استحكام و تكامل تازهاى پيدا مىكند و با گشودن آن، يك حركت ارتجاعى انجام شده نه تنها بى حاصل، بلكه زيانآور است، همين گونه كسانى كه با پيمان بستن با خدا و به نام حق، تعهدى را مىپذيرند، هر گونه حركتى در جهت شكستن اين عهد و پيمان انجام دهند نه تنها بيهوده است بلكه دليل بر انحطاط و سقوط شخصيت آنها نيز مىباشد.
سپس اضافه مىكند:" شما نبايد به خاطر ملاحظه اين و آن و اينكه
[١]" انكاث" جمع" نكث" (بر وزن قسط) به معنى باز گشودن پشم و مو بعد از تابيدن است، و به گشودن لباسهايى كه از پشم و مو بافته شده نيز گفته مىشود، در اينكه انكاث در آيه فوق چه محلى از اعراب دارد بعضى آن را حال تاكيدى، و بعضى آن را مفعول دوم براى" نقضت" دانستهاند، اى جعلت غزلها انكاثا.