تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - تفسير لجاجت و انكار محسوسات
دعوت خود با آن مواجه بودند اشاره به زندگى انبياى پيشين و گرفتاريهاى آنها در مقابل اقوام گمراه و متعصب مىكند.
نخست مىگويد:" ما پيش از تو در ميان امتهاى نخستين نيز پيامبرانى فرستاديم (وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ).
اين استهزاء و سخريه به خاطر امورى بود:
- براى شكستن ابهت پيامبران و متفرق ساختن افراد حقجو و حق طلب از گرد آنان.
- براى ضعف و ناتوانيشان در مقابل منطق نيرومند رسولان الهى، چون نمىتوانستند پاسخى به دلائل دندانشكن آنان بدهند متوسل به استهزاء يعنى حربه نادانهاى بى منطق مىشدند.
- براى اينكه پيامبران سنتشكن بودند و با وضع نابسامان محيط به مبارزه برمىخاستند، اما جاهلان متعصب كه اين سنتهاى غلط را جاودانى و ابدى مىپنداشتند از اين كار تعجب مىكردند و به استهزاء برمىخاستند.
- براى اينكه سرپوشى بر و جدان خفته خود بگذارد، مبادا بيدار شود و تعهد و مسئوليت بيافريند.
- براى اينكه بسيارى از پيامبران دستشان از مال دنيا تهى و زندگانيشان بسيار ساده بود، آنها كه شخصيت را بر اثر كوردلى در لباس نو، و مركب زيبا، و زندگانى مجلل، مىدانستند، تعجب مىكردند كه آيا يك انسان فقير و تهيدست ممكن است رهبر و راهنماى اينهمه جمعيت ثروتمند و مرفه گردد؟!، و به دنبال