تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - اجل مسمى چيست
مىآيد: با اينكه عرب جاهلى عقيده به معاد نداشت، چگونه چنين سخنى را مىگفتند؟!.
ولى بايد توجه داشت كه همه آنها منكر معاد بطور مطلق نبودند، بلكه معاد جسمانى را نفى مىكردند و از اينكه انسان بار ديگر به حيات مادى باز گردد، تعجب داشتند؟ به علاوه اين تعبير ممكن است به صورت قضيه شرطيه بوده باشد يعنى آنها مىگفتند:" اگر جهان ديگرى هم در كار باشد ما در آنجا بهترين پاداش را خواهيم داشت" و همين گونه است طرز تفكر بسيارى از جباران و منحرفان لجوج كه در عين دورى از خدا خود را به خدا از همه نزديكتر مىدانند و ادعاهاى پوچ و مسخرهاى دارند.
اين احتمال را نيز بعضى از مفسران دادهاند كه از" حسنى" همان نعمت حسنى يعنى پسران است، چرا كه دختران را شوم و بد مىدانستند، ولى پسران را خوب و نعمت عالى مىدانستند.
ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد، لذا بلافاصله مىگويد:" ناچار براى آنها آتش دوزخ است" (لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ).
يعنى نه تنها عاقبت نيكى ندارند، بلكه پايان كارشان جز آتش دوزخ نيست.
" و آنها از پيشگامان در آتشند" (وَ أَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ).
" مفرط" از ماده" فرط" (بر وزن فقط) معنى پيشگام و متقدم است.